سه شنبه ۱۳ حوت ۱۳۹۸ خورشیدی برابر با ۳ مارچ ۲۰۲۰ میلادی
اما و اگرهای توافق آمریکا و طالبان در دوحه
اخباراریائی:ایرنا- نمایندگان آمریکا و طالبان در حالی روز شنبه در دوحه برای دستیابی به صلح در افغانستان توافق کردند که به نظر می رسد ترامپ با مشروعیت بخشی به گروه طالبان ما به ازای قابل اعتنایی کسب نکرده است.
به گزارش خبرنگار ایرنا، یکی از مهمترین شعارهای انتخاباتی ، رئیس جمهوری آمریکا خارج کردن نیروهای آمریکایی از خاورمیانه بود، او پس از سه سال نهایتا درصدد اجرایی کردن این وعده انتخاباتی خود بر آمد.
پس از آنکه آمریکا در سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد، این جنگ به طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا تبدیل شد. ترامپ چندین بار در مورد خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان وعده داد اما هر بار با شکست مذاکرات با طالبان خروج نیروهای آمریکایی به تعویق افتاد. در حال حاضر، ایالات متحده بین ۱۲ هزار تا ۱۳ هزار سرباز در افغانستان دارد.
نهایتا دولت آمریکا روز شنبه ۱۰ اسفند در یک اقدام تاریخی با گروه طالبان در دوحه قطر توافقنامه صلح امضا کرد توافقی که بر اساس آن تمامی نیروهای آمریکایی در طول ۱۴ ماه آینده افغانستان را ترک خواهند کرد زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان و ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان این توافقنامه تاریخی صلح را امضا کردند.
با امضای این توافقنامه مرحله دیگری از تلاشها آغاز خواهد شد که هدف آن مصالحه میان طالبان و دولت افغانستان خواهد بود. با این حال به نظر نمیرسد این توافق عمر چندانی داشته باشد کما اینکه اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان اعلام کرد هیچ تعهدی برای آزادی پنج هزار زندانی طالبان ندارد.
«محمداشرف غنی» روز یکشنبه در کنفرانسی خبری با بیان اینکه آمریکا حق مداخله در امور دولت این کشور را ندارد و آنها فقط تسهیل کننده مذاکرات است، تصریح کرد: هیچ پیش شرطی را برای آغاز مذاکرات بین گروههای افغانستانی با طالبان را نمی پذیریم و روند آزادی زندانیان طالبان باید درجریان گفت وگو مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
این در حالی است که «سهیل شاهین» سخنگوی طالبان در دوحه مدعی شد که براساس توافق نامه طالبان و آمریکا پنج هزار زندانی طالبان آزاد و پس از آن گفت وگوی بین گروههای افغانستانی آغاز خواهد شد.
اینکه آمریکای ترامپ چه انگیزه و هدفی از گفت و گوها با طالبان داشته است می تواند طیفی از تحلیلهای واقع بینانه تا تحلیلهای تخیلی و خام را در بر داشته باشد. با این حال آنچه از ظواهر امر بر می آید این است کهآمریکا با نگاهی قیم مابانه و بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه دولت افغانستان و سازوکاری که مورد اجماع بین المللی است عملا با توافق با طالبان فرایند قانونی و دموکراتیکی که مورد اجماع جامعه جهانی بوده را به حاشیه رانده است. هرچند این سازوکار با مشکلات عدیده و ناکارآمدیهای غیر قابل انکاری دست و پنجه نرم میکند. در واقع اگرآمریکا واقعا به دنبال خروج نیروهایآمریکایی از افغانستان و تحقق بخشیدن به شعار انتخباتی ترامپ در این زمینه باشد رفتار غیر مسوولانه دیگری را از این کشور شاهد هستیم که با تخریب سازوکارهای قانونی و به رسیمت شناخته شده عملا با طالبان که حدود بیش از دو دهه با آن درگیر بود دور یک میز نشسته و با آن توافق کرده است. از این بابت به نظر میرسد مشکل اصلی هنوز پابرجاست. اگر چه آمریکا با توافقنامه ای نه چندان پیچیده، قرار است افغانستان را ترک کند اما گفت و گوهای بین الافغانی یا همان مصالحه میان طالبان و دولت افغانستان بخش سخت و پیچیده ماجراست.
چهار محور اصلی مذاکرات در فاز اول شامل جدول خروج نیروهای آمریکایی، تعهد طالبان برای قطع رابطه با گروههای تروریستی مثل القاعده، آتشبس و گفتو گوی مستقیم طالبان با دولت افغانستان است. اما جزئیات بیشتری علنی نشده است. اگر چه بر اساس بیانیههای مقامات امریکایی ظاهرا تطبیق محتوای توافقات فاز نخست بستگی به پیشرفت و موفقیت فاز دوم مذاکرات یعنی گفت و گوی بین الافغانی دارد.
در گام نخست قرار است تعداد حدود ۱۳ هزار سرباز آمریکایی مستقر در افغانستان در یک برنامه زمانی ۱۳۵ روزه به هشت هزار و ۶۰۰ نفر کاهش پیدا کند و پنج پایگاه نظامی آمریکا هم به طور کامل برچیده شود.
ظاهرا طالبان هم تضمین کردهاند که در ازای خروج نیروهای آمریکایی از خاک کشورشان، مانع از آن خواهند شد که افغانستان به پایگاه تروریستهایی مانند القاعده تبدیل شود. آنها همچنین وعده دادهاند که به میز مذاکرات صلح با دولت مرکزی افغانستان برگردند. آمریکا ابتدا خواستار آن بود که طالبان آتشبس درازمدت در افغانستان را نیز تضمین کنند. اما شبهنظامیان طالبان حاضر نشدند به این خواست تن دهند.
این توافق در زمانی انجام شده است که نیروهای آمریکایی و سربازان ناتو در مدت زمان نزدیک به دو دهه جنگی ناکام در برابر طالبان داشته اند و به شدت دچار فرسایش و در نهایت ناتوانی در کنترل اوضاع شده اند. بر اساس برآوردهای منابع اطلاعاتی، در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد خاک افغانستان از حوزه اقتدار مرکزی دولت خارج شده است و در کنترل طالبان قرار دارد. وضعیت سیاسی نیز در افغانستان خوب نیست به طوری که اکنون دو دولت در افغانستان اعلان موجودیت کرده است.
اما فارغ از همه این مسائل، ترامپ برای انتخابات آینده نیازمند یک برگ برنده است و قصد دارد به هر قیمتی شده خروج از افغانستان را به عنوان دستاورد خود معرفی کند. او روز شنبه با استقبال از امضای توافق صلح میان آمریکا و طالبان گفت که این توافق به طولانیترین جنگ آمریکا پایان خواهد داد و نظامیان این کشور را از افغانستان به خانه باز خواهد گرداند.
رئیسجمهور آمریکا هفته گذشته در سخنانی بار دیگر تأکید کرد که میخواهد سربازان آمریکایی را به خانه بازگرداند و گفت که در مذاکرات افغانستان پیشرفتهای قابل توجهی به دست آمده است. او ساعاتی پس از امضای توافقنامه صلح میان ایالات متحده و طالبان در نشستی خبری گفت: من در آیندهای نه چندان دور شخصا با رهبران طالبان دیدار خواهم کرد.
بسیاری از تحلیلگران این توافق را توافق صلح نمیدانند. به عقیده آنها این توافق نخستین گام در مسیر صلح است. چون در حال حاضر هنوز دولت کابل با طالبان مذاکره نکرده است. هنوز توافق بر سر تقسیم قدرت، یا به طور مشخص سهم طالبان از قدرت، مشخص نیست. در نتیجه میتوان گفت که مذاکرات اصلی صلح هنوز شروع نشده است.
پایان «جهاد» با نیروهای خارجی، ادامه جنگ با نیروهای داخلی
جمهور : گروه طالبان با اعلام پایان دوره هفت روزه کاهش خشونت، از آغاز دوباره حملات این گروه بر نیروهای افغان خبر دادهاست. طالبان اما گفتهاند که پس از این بر نیروهای خارجی حمله نخواهند کرد.
ذبیحالله مجاهد؛ سخنگوی طالبان گفتهاست که دوره کاهش خشونت اکنون به پایان رسیده و «عملیاتهای» این گروه به صورت عادی آغاز خواهد شد.
او افزودهاست: «مطابق توافقنامه (امریکا و طالبان)، مجاهدین ما بر نیروهای خارجی حمله نمیکنند؛ اما عملیاتهای ما بر نیروهای اداره کابل ادامه مییابند.»
به گفته او، کاهش خشونت پیش شرط امضای توافقنامه صلح میان این گروه و امریکا بود. مدت این آتش بس یک هفته تا ده روز اعلام شده بود و طالبان طی این مدت حملات خود به نیروهای دولتی افغانستان را متوقف کرده بودند.
طالبان در حالی از آغاز دوباره حملات خبر میدهند که روز گذشته اشرفغنی گفت که میخواهد این «کاهش خشونت» دستکم تا شروع مذاکرات بینالافغانی ادامه یابد.
طالبان در توجیه این رویکرد خود گفته اند که برای توقف خشونت با امریکا به توافق رسیده اند و برای توقف خشونت علیه نیروهای دولتی نیز به توافقی مشابه با دولت نیاز دارند. این توجیه، ظاهرا مقبول و منطقی به نظر می رسد؛ اما پرسشی که آن را به چالش می کشد این است که طالبان تاکنون برای چه هدفی در افغانستان می جنگیدند؟
نیاز به اثبات ندارد که رهبران طالبان همواره جنگجویان آن گروه را به «جهاد» در افغانستان، تشویق می کردند. در سایه همین تبلیغات گمراه کننده، ده ها هزار ملیشه از مدارس پاکستان، جذب ماشین جنگی طالبان شدند و راهی جبهات جنگ در افغانستان گردیدند. «جهاد علیه اشغال» عنصر محوری این تبلیغات بود. این در حالی است که به اذعان رهبران طالبان، اکنون آنها با نیرویی که آن را «اشغالگر» می نامیدند به سازش رسیده اند و به این ترتیب، دیگر علیه آنان «جهاد» نمی کنند.
با این حساب، آیا مشروعیت جنگی که قرار است علیه نیروهای امنیتی افغانستان، ادامه پیدا کند، مورد سؤال قرار نمی گیرد؟ نیروهای امنیتی افغانستان، نه خارجی اند، نه کافر اند و نه اشغالگر. آنها جوانان مسلمانی هستند که از میان مردم افغانستان برخاسته و برای دفاع از وطن خویش، به نیروهای مسلح رسمی کشور پیوسته اند. بنابراین، طالبان بر بنیاد چه توجیهی به جنگ علیه این نیروها ادامه می دهند؟
شاید شماری از رهبران طالبان و مبلغان مذهبی آن گروه، استدلال کنند که نیروهای امنیتی افغانستان، همدست «کفار» و مورد حمایت «اشغالگران» هستند؛ بنابراین «جهاد» علیه آنها نیز واجب است؛ اما گروهی که با «کفار» و «اشغالگران» معامله کرده و به «جهاد» علیه آنها پاین داده، چگونه می تواند جنگجویانش را علیه یک نیروی مسلمان و افغان، ترغیب کند؟
آیا این موضع گیری نشان نمی دهد که ادعای «جهاد» طالبان یک حقه فریبکارانه برای مشروعیت بخشیدن به جنگ برای کسب قدرت و تأمین منافع قدرت های خارجی حامی شان بوده است؟
از سوی دیگر، دولت افغانستان رسما آمادگی و تعهد خود را برای ادامه روند کاهش خشونت نشان داده و اعلام کرده است که می خواهد این روند تا به نتیجه رسیدن مذاکرات داخلی، همچنان ادامه داشته باشد. بنابراین، هیچ توجیهی برای ادامه جنگ با نیروهای امنیتی وجود ندارد؛ مگر آنکه طالبان به عنوان نیرویی پاکستانی سعی کنند تا آخرین نفس از افغان ها قربانی بگیرند و کابل را به منظور پذیرش رژيمی تمام پاکستانی، تحت فشار مرگبار قرار دهند.
با این حال، سیاستگذاران نظامی و سیاسی طالبان باید بدانند که در آستانه بازگشت آنها به سیاست و قدرت، اعمال اینگونه سیاست ها نفرت و انزجار مردم نسبت به آن گروه را چندین برابر افزایش خواهد داد و تردیدها درباره تعهد آنها به منافع ملی و امنیت افغانستان را عمیقا تشدید خواهد کرد. در شرایط کنونی، طالبان نیاز به بازسازی چهره تاریک و ترسناک خود در نزد افکار عمومی افغانستان دارند. آنها باید نشان دهند که ظرفیت و انگیزه لازم برای بازگشت را دارند و مهم تر از آن، برای دیگر شهروندان کشور نیز امکان زندگی در فضایی امن و صلح آمیز را فراهم می سازند؛ در غیر آن، دشمنی و خصومت خونبار با نیروهای امنیتی، دشمنی با مردم است و ادامه این رویکرد حتی می تواند شهد شیرین توافقنامه صلح با امریکا را در کام طالبان و پاکستان به شرنگی تلخ و مرگبار تبدیل کند
برچسب:
نویسنده: سام کاشفی